آثار منصور پاک نژاد

منصور پاک نژاد زاده ۱۳۳۹  ( Mansour Paknejad – 1960 )   نوازنده، مدرس و مولف کتاب های سازدهنی.

او را می توان پایه گذار آموزش سیستماتیک سازدهنی در ایران دانست.
از سال ۱۳۸۰ تا کنون چهار کتاب تالیف و با همکاری انتشارات سرود ثبت و منتشر کرده است.

در سال 2006 آثار او از سوی اتحادیه بین المللی سازدهنی آلمان در سطح بالای استاندارد جهانی ارزشیابی شدند که این امر اعطای یک مدرک بین المللی را برای او به همراه داشت.
وی در ادامه تکمیل روش تدریس خود هنوز نگارش دو کتاب دیگر را در برنامه حرفه ای خود دارد.


پاک نژاد علاوه بر نگارش کتاب, برای اشاعه فرهنگ کاربرد سازدهنی، از سال ۱۳۸۳ تا کنون ده ها کنسرت و ورکشاپ به همراه هنرجویان خود برگزار کرده است.

او بسیار شادمان است از اینکه در سال های اخیر, جوانان پرتلاش بسیاری با هوش و انگیزه خارق العاده در زمینه نوازندگی و آموزش سازدهنی در حال فعالیت هستند. ولی در عین حال  بر این باور است که فرهنگ سازی در این امر هنوز به نیمه راه خود هم نرسیده است.

 

برگزاری کنسرت سازدهنی

اراده کنید, سازدهنی در دستان شماست

اگر بتازگی به سازدهنی علاقه مند شده اید و مشتاق یادگیری نواختن سازدهنی شده اید, بدانید که در ایران نزدیک به بیست و پنج سال است مقدمات لازم برای یادگیری شما فراهم شده بطوری که  کتاب ها, ابزارها و سیستم آموزشی این ساز از آن زمان به تدریج در دسترس علاقه مندان قرار گرفته و روز به روز و سال به سال در حال کامل تر شدن هستند.

مجموعه کتاب های خودآموز سازدهنی با این هدف نگارش شده اند که عزیزان و علاقه مندان سازدهنی در زمانی کوتاه  و سریع مراحل رشد در نوازندگی را پا به پای فراگیری نکات علمی و آکادمیک موسیقی طی کنند و نیازمند آزمون و خطای شخصی نباشند.

یکی از بزرگترین نوازندگان اروپایی سازدهنی که چندین کتاب آموزشی هم برای علاقه مندان سازدهنی تالیف کرده است, در مقدمه یکی از کتاب هایش اینطورمی نویسد:

چکیده و حاصل نهایی هر مطلب یا تکنیک که من در طول چندین سال با آزمون و خطا و سماجت به دست آموردم و یاد گرفتم را الان می توانم در زمان کوتاهی به هرجویانم یاد بدهم و اوپس از چند ماه تلاش و تمرین می تواند تا حد زیادی نزدیک به آنچه من می نوازم را اجرا کند ولی آن زمان که ما شروع کردیم کسی نبود که ما از او یاد بگیریم.    

این را شنیده ایم که:

 در زندگی دو معلم داری که به تو بسیار می آموزند;   روزگار و آموزگار                                                  روزگار به قیمت عمرت و آموزگار به قیمت عمرش

در این نوشتار به این مطالب می پردازیم:

1- بیوگرافی هنری و شخصی نویسنده همراه با ایده ی نگارش کتاب های آموزش سازدهنی

2- نگاه عمومی در تالیف تک تک کتاب های نگارش شده

3- مطالب و جزییات و چیدمان آیتم های درسی در هر کتاب

 

استاد منصور پاک نژاد نویسنده کتاب های سازدهنی                                           

بیوگرافی منصور پاک نژاد به قلم خودش 

برای ورود به دنیای نوازندگی, سازدهنی اولین انتخاب من بود. بدون کتاب و بدون کلاس شروع به نواختن کردم. سالها سازدهنی را فقط تحت تاثیر آنچه از رادیو و تلویزیون می شنیدم, به صورت شنیداری می زدم. آن زمان نه یوتیوب بود  نه سی دی  نه ماهواره  نه اینترنت.   نوار کاست بود و صفحه 33 دور, فروشگاه بتهون بود و کریم چمن آرا, پاساژ رویال بود و کتابفروشی اسکندریان.

سازدهنی در لحظه های باشکوه تنهایی, همه جا همراه من بود بطوری که با وجود آن از جنبه هایی دیگر تنها نبودم. کسب تجربیات من با سازدهنی ترمولو شروع شد. از سال 1360 گیتار کلاسیک را با مهندس بهمن نوایی شروع کردم و با داریوش افراسیابی ادامه دادم. گاهی روزی 8 ساعت گیتار می زدم. گاهی هم شبها که شروع به تمرین گیتار می کردم از سرو صدای گنجشک ها و ماشین ها می فهمیدم صبح شده.

دیگر نت ها را می شناختم با گام و تنالیته آشنایی داشتم  و کاملا با کم و کسری های سازدهنی ترمولو آشنا بودم. چند سال بعد یک سازدهنی کروماتیک هوهنر 16 سوراخ لری آدلر از آلمان خریدم و کار کم کم جدی تر شد.

سال 1377 در یکی از کنسرت های پژوهشی استاد کمال طراوتی با ایشان آشنا شدم و پس از یک گفتگوی داغ و پر هیجان, من را برای تدریس گیتار و سازدهنی به آموزشگاه خودشان دعوت کردند. آن زمان آموزشگاه موسیقی نوا در تقاطع سهروردی و مطهری واقع شده بود. من یک روز در هفته  را به آموزش گیتار و سازدهنی اختصاص دادم. تجربه بسیار جذابی بود. وقتی شما قصد داری کاری را که بلد هستی بصورت قابل درک و گام بگام به دیگری بیاموزی, مجبور هستی دانسته های متمرکز و یا پراکنده خودت را بصورت دسته بندی شده و دارای سرفصل های مشخص ارائه بدهی.

به این مثال توجه کنید:  تصور کنید که شما جاهای مختلف شهرتان را بلد هستید و بدون خطا به راحتی به هرجا بخواهید می روید ولی اگر قرار باشد آدرس مکان خاصی را به کسی بدهید, وقتی او می پرسد و شما به آن شخص آدرس می دهید, در آن لحظه شما می شوی معلم و شخص سوال کننده می شود دانش آموز شما.

در این شرایط مجبور خواهی شد که اسم تمام خیابان های آن مسیر را با نام درست یکی پس از دیگری به آن شخص بفهمانی بطوری که امکان گم شدن او را به حداقل برسانید.

حضور من در آموزشگاه نوا یک نوع خوداکتشافی بود. نه اینکه فکر کنید من دریافتم که عجب نابغه ای بودم و یا چه توانایی هایی داشتم و خودم خبر نداشتم. منظورم این است که تا این حد نمی دانستم همانقدر که عاشق موسیقی بودم, انتقال دانسته های خودم به دیگران هم می تواند درهمان اندازه لذت بخش باشد و روح من را اقناع کند. در این حالت به خودم می گویم:  من نوازندگی این ساز را به دیگران می آموزم پس من هستم. یعنی این کار به من هویت تازه ای می داد.

این حس ناخودآگاه مسئول بودن دربرابر تقاضای دیگران, به شدت من را ملزم می کرد که هر چه در توان دارم را بکار بگیرم که به سرعت برآورد کنم که مخاطب من جزو کدام دسته از هنرجوهاست و پس از آن با زبان و شیوه بیان مناسب آن شخص بتوانم مطالب را به او بفهمانم.

در این حالت بدیهی است که تجربه خودم هم در امر آموزش روز به روز بیشتر می شد. و این تلاش من برای اکثر قریب به اتفاق هنرجویان قابل درک بود و می فهمیدند که من با چه سماجتی تلاش می کنم که آنها در امر نوازندگی رشد کنند.

این روش تدریس سازدهنی خود بخود تبدیل به یک تعامل بین من و هنرجویان شده بود وهمیشه من در حال نگارش و تکمیل کتاب بعدی بودم. ما همیشه در حال درس دادن کتاب های چاپ شده بودیم و در عین حال متریال آموزشی کتاب بعدی که به صورت ورق ورق ارائه می شدند, در حال آزمایش و کامل تر شدن بودند.

من حتی متن های مقدمه هر کتاب را قبل از نهایی شدن بارها برای هنرجوها می خواندم و جالب اینکه از اکثر هنرجوها نظریات بسیار مفیدی دریافت می کردم.

از دیگر دل مشغولی های من برگزاری کنسرت ها و ورکشاپ های آموزشی برای هنرجویان بود البته اولین هدف از این کار بالا بردن توان نوازندگی و بهبود نگاه فنی آنها به گروه نوازی بود. ولی درعین حال آزمایش ایده های خودم هم در آهنگسازی برای یک ترکیب جدید با این ساز جدید بود.

این کنسرت ها و گروه نوازی ها از سال 83 با اجرای خیلی خوب در تالار فارابی شروع شد. و به دنبال آن اجراهای کوچک وبزرگ بسیاری در سالن های مختلف داشتیم.

این روال همچنان ادامه دارد و من کماکان پی گیر به انجام رساندن ایده های خودم هستم. دو ایده و باور من به عنوان اصلی ترین حرکت ها برای گسترش فرهنگ بکاربردن سازدهنی به عنوان یک ساز کارآمد و دارای پتانسیل های منحصر به خودش.

یکی اجراهای صحنه ای در شکل تکنوازی و گروه نوازی و دیگری ایجاد یک روش تدریس قابل فهم, جامع و نتیجه بخش.

 

تدریس سازدهنی

پیدایش کتاب های آموزش سازدهنی ایران

پس از طی شدن مراحلی که در مقاله قبلی اشاره کردیم و همه چیز منجر به شکل گیری یک فرایند آموزشی قدم به قدم در زمینه آموزش سازدهنی شد, طرح نگارش یک سلسله کتاب های دارای سرفصل مشخص به نام دوره جامع آموزش سازدهنی در ذهن مولف این مجموعه آموزشی ایجاد شد که در این مقاله به آن می پردازیم.

 

ایده پردازی نگارش این کتاب ها بر مبنای داشته ها و تجربیات فردی نویسنده است به این شکل که با استفاده از این سیستم آموزش, افراد علاقه مند به موسیقی و سازدهنی مجبور به تجربه کردن بلاتکلیفی ها و دور خودچرخیدن های او نباشند.

2 –  نگاه عمومی در تالیف کتاب های نگارش شده

کتاب اول: آموزش سازدهنی ترمولو

 معرفی یک پدیده نوظهور به اطرافیان می تواند توام با تردید باشد. فقط یک باور و ایمان  درونی بسیار قوی و قاطع می تواند باعث ثبات قدم شما در انجام آن کار باشد.

کاربسیارسختی است  که با بیشترین عشق و علاقه و صرف وقت درزمینه ای تلاش کنی که نمی دانی حاصل کار شما چقدر با اقبال عمومی روبرو می شود. به انجام آن کار همت کنی در حالی که حتی به یک کتاب قدیمی تر در همان زمینه کاری هم نگاه نکردی و اساسا کاری با دیگرنمونه ها نداشتی چون میدانی کتاب های نویسندگان خارجی برای مخاطبینی نگارش شده است که موسیقی جزو زندگی معمول آنها است و پیشینه فرهنگی آنها می تواند باعث پذیرش یک پدیده ی جدید باشد.

به هر ترتیب قدم های اول باید برداشته می شد و در سال 1379 کلیات مواد درسی کتاب اول مشخص و آماده شد و در تعطیلات نوروز 1380 مطالب کامل شدند.

نگارنده همواره درذهن خود, مخاطب کتاب ها را از بستگان و یا از دوستان بسیار صمیمی خود فرض می کرد بطوریکه دوست داشت آنها را در لذتی که خودش از سازدهنی می برد سهیم کند. واین درحالی بود که تصمیمی برای ادامه این کار نداشت و فقط  با هدف تقدیم یک کتاب به عنوان یک هدیه به دوست داران موسیقی این کار را انجام داد.

چون در آن زمان فقط سازدهنی ترمولو توی بازار موجود بود, کتاب اول برای سازدهنی ترمولو نوشته شد که در ادامه به جزئیات و نکات آموزشی این کتاب می پردازیم.

 کتاب دوم: آموزش سازدهنی کروماتیک

 این کتاب دو سال پس از چاپ کتاب اول, (1382) به بازار آمد. چون درجریان اجرای آهنگ های کتاب اول و با سازدهنی ترمولو بطور طبیعی امکان تغییرات نیم پرده ای نت ها وجود نداشت, ما با بحران دیز # و بمل b مواجه شده بودیم و همواره این نقیصه ما را به قطعه های ساده تر سوق می داد و محدود می کرد.

چون بطور عام  کتابی در زمینه آموزش سازدهنی و آنهم بطور خاص برای سازدهنی کروماتیک وجود نداشت, برای نگارش کتاب دوم به چیزی بیشتر از یک مجموعه نت که دارای کاربرد کلید برای تغییرات نیم پرده ای باشد فکر نمی کردم. ولی اشاره هایی هم به مطالب فنی در ارتباط با موسیقی و به ویژه مربوط به سازدهنی داشته ام.

سازدهنی کروماتیک به دلیل امکان ایجاد همه نیم پرده های یک اکتاو دارد, دست نوازنده را برای نواختن انواع ملودی ها در تنالیته ها و سبک های مختلف موسیقی باز می گذارد.

  کتاب سوم: آموزش سازدهنی دیاتونیک

 کتاب سوم (1386) برای  سازدهنی دیاتونیک  با ایده راهبردی آموزش مبانی پایه ای و مورد نیاز نوازندگی در سبک های وسترن و بطور خاص سبک بلوز گردآوری شد.

با اینکه در آن زمان این سبک های موسیقی برای اغلب مردم نا شناخته بود ولی باز هم نیازمند وجود چنین کتابی بودیم تا در مورد ابتدایی ترین موضوعات درس ها و قطعاتی را در آن ارائه داده باشیم.

 کتاب طلایی: آموزش فراگیر نوازندگی, شروع با انواع سازدهنی

نگارش و گرد آوری مطالب و نوع نگاه و چه بهتر بگوییم بازنگری بنیادی که در این روش تدریس ارائه شده است از بسیاری جنبه ها حاوی یک تحول بزرگ در ارائه این اثردر ادامه دوره جامع آموزش سازدهنی است.

شاید در نگاه اول این احساس به هنرجویان دست می دهد  که بعضی از مطالب تکراری و پرداختن به آنها توضیح واضحات است.

حقیت آن است که ما از ابتدای ورود به مقوله نگارش این کتاب ها از سال 80 تا 94 که رسیدیم به کتاب طلایی سازدهنی,  در شکلی از شرایط تولید به مصرف و در میانه کار کنترل کیفی قرار داشتیم.

منظور این است که ما مرجع قاطع و آزمایش شده ای نداشتیم که از آن ها برای محتوا و نوع ارائه مطالب الگوهایی داشته باشیم که حتی بخواهیم از آنها الهام بگیریم. پس پابه پای زمان و پیشرفت هنرجوها مثل سریالهای تلویزیونی که در حین پخش مثلا قسمت هشتم, قسمت بیستم و بیست و یکم در حال نوشته شدن و فیلم برداری آن ادامه دارد در صورتی که خود نویسنده هم پلانی مشخصی برای پایان داستان فیلم ندارد.

 

کتاب طلایی هشت سال بعد از کتاب سوم  نوشته شد. شاید یک سوم اول کتاب طلایی از نظر عنوان مطالب چیزهایی آموزش داده شده است که در کتاب اول به بیانی متفاوت ارائه شده است. با این توضیح که می توان نحوه آموزش را مختلف یا متنوع ارزیابی کرد.

در حقیقت کسانی که بیشتر تاکید دارند که کاملا به شیوه آکادمیک و با تکیه بر دانش نت خوانی پیش بروند, کتاب طلایی مسیر هموارتر و حساب شده تری را جلوی پای هنرجو می گذارد.

ولی کسانی که به دنبال پیشرفت سریعترهستند می توانند کتاب اول را برای شروع انتخاب کنند و حدودا از جلسه پنجم, کتاب طلایی را هم به موازات دوره هایی که طی می کنند مورد استفاده قراردهند.

 

 مطالب و جزییات و چیدمان آیتم های درسی در هر کتاب:   

 

کتاب اول:

 

ابتدا به معرفی سخت افزاری سازدهنی ترمولو وچیدمان نت های آن پرداخته شده است.

و در ادامه طی 26 درس به مطالب زیر پرداخته شده است:

= به صدا در آوردن نت ها و چگونگی ارتباط برقرار کردن و در دست گرفتن سازدهنی = آشنایی با چند نت ابتدایی و شناخت ارزش زمان نت های سیاه و سفید همراه با بکارگرفتن آنها در اجرای ملودی های ساده.

= شناختن و استفاده از نت سفید نقطه دار و گرد

=  آموزش نت چنگ و سیاه نقطه دار به همراه کاربرد آنها در اجرای ملودی های متنوع

= اشاره هایی به نت دولاچنگ, کسرمیزان 8/6 همراه با نگاهی فهرست وار به نکات تئوریک کل کتاب

 

 

کتاب دوم:

در ابتدا چیدمان نت های موسیقی در پوزیسیون های متفاوت در سوراخ های مختلف سازدهنی کروماتیک و چگونگی به صدا در آوردن صدای تک سوراخ و شفاف از سازدهنی مورد بررسی و آموزش قرار گرفته است.

در مورد گام و تنالیته طی یک متن چند پاراگرافی مطالبی ارائه شده و تمرین هایی مقدماتی برای آشنایی قدم به قدم با کسر میزان 8/6 هم در کتاب دوم آمده است.

به بعضی از نکات فنی ریز هم در مورد ارتباط صدا دهی و هم صدا بودن بعضی از سوراخ های سازدهنی اشاره شده است. مابقی فقط مجموعه ای از قطعات پاپیولار ایرانی و جهانی است که به خلاف میل باطنی و فقط به پیروی از کتاب های خارجی,  شماره های پوزیسیون و سوراخهای سازدهنی برای هر نت روی  آنها نوشته شده است.

 

کتاب سوم:

ابتدا به چیدمان نت های سازدهنی دیاتونیک ده سوراخ  دو ماژور پرداخته شده است.

مطالب دیگری که به آنها پرداخته شده است:

چگونگی در دست گفتن سازدهنی دیاتونیک, اجرای قطعات ساده برای آشنایی با نت های اکتاو میانی, گام پنتاتونیک و بلوز, معرفی و توضیحات برای بندینگ Bending   نت ها

از سوی دیگر در ادامه آهنگ هایی که در کتاب دوم برای اجرا با سازدهنی کروماتیک آمده شده بود, چند قطعه متنوع دیگر هم در انتهای کتاب سوم برای اجرا با سازدهنی کروماتیک ارائه شده است.

 

کتاب طلایی:

در نیمه اول کتاب طلایی از نظر موضوعات و نکات فنی آشنایی با نت خوانی و اجرا با سازدهنی, عنوان درس ها تا حدی یاد آور فهرست مطالب کتاب های قبلی هستند. ولی حتی کسانی که با کتاب های قبلی آشنایی دارند,  پس از اینکه قدم به قدم و شیوه بیان درس ها و تمرینهای مربوط به آنها را می بینند, متوجه می شوند که درس ها با روشی متفاوت و کاملا جدید تر ارائه شده اند. بطوریکه اگر کسی با کتاب های قبلی کار کرده است سریع تر و عمیق تر بر مطالب اشراف پیدا می کند.

موضوعات درس ها:

نت خوانی گام به گام بدون وابستگی به شماره هایی که معمولا روی نت ها می نویسند.

اجرای نت های سیاه , سفید, سفید نقطه دار, گرد, چنگ, دولاچنگ, تریوله

آشنایی با ریتم شافل و هم نوازی قطعات شاخص تر با پلی بک

 اشاره ای مختصر به برخی از تکنیک های سازدهنی

 گلیساندو  (Glissando)                 

 یکی از تکنیک های نوازندگی است که برای اجرای زیباتر و حرفه ای تر قطعات در انتقال یک نت به نت دیگر (معمولا دو نت دور ازهم) بکار می رود. گلیساندو واژه ای است ایتالیایی  به معنای سرخوردن (لغزیدن / لغزاندن) که میتوان آن را معادلSliding   در زبان انگلیسی دانست.

صدا دهی و شیوه ی اجرای گلیساندو در سازهای مختلف, متناسب با ویژه گیهای فیزیکی هرساز, تاحدی متفاوت است. مهم آن است که این فاصله ی فرکانسی, بصورت تدریجی طی شود.

شاید از جنبه هایی بشود گلیساندو در سازدهنی را با آرپژ مقایسه کرد.

در حالی که میدانیم آرپژ به صدا در آوردن متوالی یک مجموعه نت (با فواصلی خاص)  است که از بم ترین به طرف زیرترین یا برعکس انتقال پیدا می کند, احتمالا تشبیه زیر می تواند گویای چگونگی صدا دهی گلیساندو باشد:

اگر از بالای یک پلکان, پله ها را به سرعت به پایین طی کنیم, تقریبا شبیه آرپژ است, و اگر همان زاویه و مسافت را با سرسره به پایین سر بخوریم, مثل گلیساندو است.

 

تانگ بلاکینگ(Tongue Blocking)            

 

از دغدغه های یک نوازنده مبتدی سازدهنی به صدا در آوردن یک تک نت است بطوری که صدای ایجاد شده از یک سوراخ مورد نظر, با صدای سوراخ های مجاور آن تداخل نداشته باشد.

تانگ بلاکینگ (در ساده ترین کاربرد) برای نامیدن یکی از تکنیک ها درنوازندگی سازدهنی است که با هدف ایجاد صدای یک  تک نت  بکار می رود.

به تصویر زیر توجه نمایید:

  Tongue به معنای زبان,  و Blocking  به معنای بستن و مسدود کردن است.

تانگ بلاکینگ یکی از تکنیک های سازدهنی است به شکل ها و با هدف های دیگری هم بکار می رود. برای نمونه در به صدا در آوردن دو نت بطور هم زمان (مثلا با یک فاصله اکتاو) از این تکنیک استفاده می شود بطوریکه برای ممانعت کردن از صدا دهی نت های سوراخ های بین آن دونت, از زبان استفاده می شود.

 ویبراتو (Vibrato)                  

از افکت هایی است که با بکار گیری تکنیک های خاص آن, باعث می شویم که صدای ایجاد شده, همراه با لرزه هایی شنیده شود.

این افکت معمولا با افکت ترمولو (ارتباط مستقیمی با سازدهنی ترمولو ندارد) مقایسه شده و گاهی هم با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند.

ترمولو به لرزه هایی گفته می شود که حاصل تغییرات سریع و رفت و برگشتی هست که در ولوم صدا اتفاق می افتد ولی ویبراتو باید توام با تغییرات کوک  یا فرکانس (زیر و بمی Pitch /) ایجاد شده هم باشد.

نحوه ی ایجاد افکت ویبراتو در سازهای مختلف بستگی به ساختمان سخت افزاری و چگونگی المانهایی دارد که تولید صدا می کنند.

اجرای افکت ویبراتو در سازدهنی به چند روش هست که عموما با انقباض های زبان و عضلات دهان ایجاد می شود.

 اوربندینگ ( Overbending)                 

از پیشرفته ترین و دشوارترین تکنیک ها در نوازندگی سازدهنی دیاتونیک است.

اوربندینگ ها خود دو دسته هستند:  Overblow  &   Overdraw

یک قدم قبل ازتکنیک اوربندینگ, تکنیک  بندینگ Bending هست که اجرای آن برای نوازندگان متوسط سازدهنی هم, راحت تر و همچنین پرکاربرد تر از اوربندینگ است.

علت پیدایش  تکنیک  بندینگ از سوی نوازندگان سازدهنی, کمبودهایی بوده که اساسا روی سازدهنی های دیاتونیک احساس شده و آن هم نبودن بعضی از نت ها (اغلب نیم پرده های کروماتیک) در این سازها بوده است.

نوازندگان سازدهنی دیاتونیک (که درساختمان معمول آنها فقط نت های اصلی یک تنالیته خاص وجود دارد) در طول زمان توانستند با تغییراتی که به شیوه و شدت دم و بازدم نفس خود و همچنین به میزان انقباض های ویژه ای که به عضلات زبان و دهانشان می دهند, فرکانس های متفاوتی را در صدای تولید شده ایجاد کنند. و به این ترتیب توانستند برای اجرای کامل تر ملودی های مورد نظر خود, نت های کم و کسری مورد نیاز Missing Notes را تولید کنند.

 مطالب مرتبط:

آشنایی با سازدهنی

 

​آشنایی با ساز دهنی، یکی از خوش نواترین سازها

دوستم که با آقای دکتر درگیر بحث داغی شده بود,
برام تعریف کرد: مدتی پیش یکی از آشناهای من بهم گفت ” با اینکه بیشتر از پنجاه سال دارم خیلی دوست دارم یک سازی بزنم, یک ساز انتخاب کنم و آموزش ببینم. گفتم من یک معلم خوب برای آموزش سازدهنی میشناسم اگه دوست داری ببینم شرایط کلاس هاش چه جوریه.
مات من شد. تا به حال چهره اش را این شکلی ندیده بودم. انگار بدترین توهین را بهش کرده بودم گفت: سازدهنی؟؟ منو مسخره کردی؟!! …. من دارم جدی حرف می زنم.
یدفعه صورتم داغ شد. انگار پوست سرم را می کشیدند. …. چرا آقای دکتر قاطی کرد؟ فکر کردم سازدهنی را با سوتک اشتباه گرفته. نمی دونستم که واقعا می دونه منظورم از سازدهنی چه سازیه که اونطوری واکنش نشون میده یا اصلا نفهمید من دارم در مورد چی حرف می زنم.

 

آموزش ساز دهنی

 

یکی دیگه می گفت:  من عاشق صدای سازدهنی هستم. صداش آدم را جادو می کنه.
گفتم کجا یا توی چه قطعه ای صدای سازدهنی را شنیدی که برات جذاب بوده؟ اسم یک فیلم را گفت و تعریف کرد که با شنیدن موسیقی متن اون فیلم چه حالی بهش دست داده و اصلا داستان فیلم را فراموش کرده و محو صدای سازدهنی شده و همون موقع تصمیم گرفته که حتما نوازندگی این ساز را یاد بگیره. گفتم تا جایی که من میدونم موسیقی اون فیلم که تو میگی اصلا با سازدهنی زده نشده.
هم توی متن فیلم و هم بعدا که به عنوان موسیقی فیلم بصورت سی دی همه جا پخش شد. ملودی اصلی با آکاردئون زده شده. تو مطمئنی که صدای سازدهنی بوده؟

آیا کسی مقصر است که مردم با این ساز آشنایی ندارند و با صدای این ساز غریب هستند؟ آیا اصلا کسی کوتاهی ای کرده؟ آیا جرمی صورت گرفته که ما بخوایم دنبال مجرم بگردیم؟
شاید بهترین توجیهی که میشود در این مورد آورد این است که مطرح شدن این ساز و نوازندگی آن نسبت به سازهای شناخته شده دیگر سابقه زیادی ندارد و به بیانی این ساز الان نوجوانی بیش نیست. اما با این سن کم، بسیار پر انرژی و پر نفوذ و به قول ورزشکارها جویای نام.
سازدهنی به احتمال بسیار زیاد در سال های آینده, هم در شکل کنسرت سازدهنی و هم در مراکز آموزش موسیقی کاربرد و معروفیت بیشتری خواهد داشت.

                                                :Harmonica Is

                       A Young Musical  Instrument                                                  

 

 

 

الان برای بهبود این وضعیت چه باید کرد؟

آموزش آنلاین سازدهنی

این نظریه ظاهرا منطقی است که موسیقی دان ها و نوازندگان بزرگ سازدهنی مسولیت بیشتری برای معرفی و شناساندن این ساز دارند. به هر حال آنها تولیدکنندگان محصولات شنیداری مرتبط با سازدهنی چه بصورت تکنوازی یا همنوازی هستند.
چه کارهای خوبی برای شناساندن بیشتر سازدهنی میشود کرد که آنها نکرده اند و احیانا چه اشتباهاتی در این زمینه انجام گرفته که باید از ادامه دادن آن خودداری کنند؟

اجرای کنسرت با بکار گیری و استفاده از سازدهنی در ترکیب آثار موسیقی در سبک های مختلف موسیقی تاثیر زیادی در همگانی کردن این ساز دارد که خوشبختانه تا حدی انجام شده است و الان نوازندگانی در سطح جهانی در ایران پدید آمده اند.
مردم باید پیش از آنکه بدانند این صدا با کدام ساز ایجاد شده است، لذت ببرند، غافلگیر و کنجکاو شوند که این دیگر چه صدایی است و بعد با این جواب مواجه شوند:

“این صدای سازدهنی است”

 

وقتی که سازدهنی با گذشت زمان در کنار سازهای دیگر جایگاه مناسبی پیدا کرد, همزمان با اضافه شدن به طرفداران و علاقه مندان شنیدن آثار دارای سازدهنی، علاقه مندان یادگیری نوازندگی این سازهم زیاد می شود. این امر باعث پیدایش مدرسین و سیستم های آموزشی مختلف اعم از آموزش مجازی سازدهنی ویا کلاس هایی که در مکان آموزشگاه سازدهنی برگزار می شود. افزایش چاپ و نشر هرگونه مقاله و کتاب آموزش سازدهنی باز هم به فراگیرتر یا بقولی پاپیولار شدن این ساز می انجامد. و به دنبال آن مراکز متعددی در زمینه فراهم کردن و خرید و فروش سازدهنی و حتی تعمیر سازدهنی فعال می شوند.

 

زمانی که در سال 1380 کتاب اول سازدهنی وارد بازار شد، آگاهی و شناخت مردم در مورد این ساز به حد الان نبود. ولی باز استقبال آن درصد اندکی از مردم که در جستجوی چنین پدیده ای بودند و از سوی دیگر آنانکه همیشه دنبال حرفی نو می گردند باعث شد همان چند ماه اول چاپ مجدد این کتاب هم به دوست داران موسیقی تقدیم شود.

با تمام وضعیتی که درصد بالایی از مردم در ایران و در بیشتر کشورهای جهان با سازدهنی و صدای آن نسبت به سازهای دیگر آشنایی زیادی ندارند, از جنبه هایی می توانیم ایران را در شرایط بهتر و متفاوتی تعریف کنیم.

با یک بررسی گذرا به این نتیجه می رسیم که در دو دهه اخیر به لحاظ سرعت و افزایش میزان آشنایی مردم با سازدهنی, ایران پیشتاز همه کشورها بوده است. شاید به نظر اغراق آمیز بیاید ولی ملاک این است که تغییرات و افزایش تعداد طرفداران این ساز نسبت به بیست سال پیش چقدر است و این را مقایسه کنیم با تغییرات مشابه در کشورهای دیگر که سابقه بیشتری هم در زمینه شناخت و کاربرد سازدهنی داشته اند.

در ایران هر روز در منابع اطلاعاتی و رسانه های جمعی با مدرس یا نوازنده های جدید و جوان مواجه می شوید که واقعا از توانایی ها و درک و دریافت هنری و تسلط او در کارش حیرت زده می شوید و بی اختیار او را تحسین می کنید.
با خودت فکر می کنی که تا چهار پنج سال پیش تنها اسم دو سه نوازنده را شنیده بودی و باور نمی کردی که یک چنین هجوم و استقبالی از این ساز جدید بشود بطوری که هر کدام از این نوازنده ها توانایی های ویژه خود را دارند. و می پذیریم که ما در ابتدای راه هستیم ولی خوب شروع کردیم.

به قول اقبال لاهوری:

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان 

                  هزار باده ناخورده در رگ تاک است

 

 

 

بخشی از مقدمه کتاب اول (ترمولو/ چاپ اول 1380)

خودآموز سازدهنی

 

صدای قلب مادر نخستین موسیقی است که ما اولین آرامش و هیجان حیات خود را با آن تجربه می کنیم و روزی توان آن را می یابیم که به پیچیده ترین و عظیم ترین آثار ارکسترال جهان گوش دهیم. ارکسترهایی با صداهای گوناگون.
سازهای مختلف با حس و حال متفاوتی که دارند، شخصیت های متفاوتی را به خود جذب می کنند.
جسارت صدای ترومپت، روح مهربان و محزون ابوا، صدای همیشه عاشق ساکسفون، وقار وینسل و پیانو، انعطاف، شیطنت و قدرت نفوذ بی مانند ویلن، روح شاداب و شورانگیز گیتار، هیجان سازهای ضربی، التماس صادقانه کمانچه و لحن ملکوتی سه تار، هر کدام جمعی را فریفته خود کرده اند. همه این عوامل به علاوه ویژگی های فیزیکی و جنس صدای هر ساز باعث شده اند که هر کداغم در محیط هایی خاص، جایی برای خود باز کنند.
سازدهنی به دلیل حجم کم و قابلیت حمل به هر کجا که انسان اراده کند و همچنین صدای درخشان خود، با طبیعت و فضاهای باز مانوس است.
جنگل، دریا، مهتاب، کوهستان، آتش، برف و بسیاری از مظاهر طبیعت با صدای سازدهنی معنای دیگری به خود می گیرند. توانایی های این ساز با این جثه کوچک هر شنونده ای را به حیرت و تحسین وا می دارد و کمتر کسی است که علاقه مند یادگیری آن نباشد.

در این مجموعه با نام “دوره جامع آموزش سازدهنی” نهایت تلاش صورت گرفته است که مراتب کار آموزش به گونه ای باشد که هر کسی با هر میزان آمادگی و دانش قبلی به راحتی با رموز این ساز و نحوه نت خوانی آن آشنا شود.

 

 

 

چند ویژگی منحصر به فرد سازدهنی

The Unique Characteristics of Harmonica

  • سازدهنی تنها ساز بادی است که هم با دمیدن در ساز و هم با مکش کردن, یعنی با خروج هوا از ساز به داخل دهان هم تولید صدای می کند. و این باعث تحرکات ویژه ای در ارگان های تنفسی نوازنده می شود که بنا به گفته محقق امریکایی که در مورد جک هاپکینز گزارش کاملی را تهیه کرده, این فعالیت ها ی فیزیکی به گونه ای نقش فیزیو تراپی دستگاه تنفسی نوازنده را دارد. ویدیوی زیر در مورد جک هاپکینز است.
  • به این ویدیو توجه نمایید: 

 

  •  طبق یک نظریه به دلیل ویژگیهایی که در پاراگراف بالا اشاره شد و افزون بر آنها امکان ایجاد تغییرات در کیفیت صدا برای اضافه کردن تکنیک ها (Techniques), افکت ها (Effects) و نوانس ها (Nuances) همگی باعث شده اند که صدای سازدهنی بیش از صدای هر ساز دیگر به کیفیت اصوات آوازی و صدای انسان (Vocal) نزدیک شود.

به این فایل صوتی توجه نمایید: 

 

  •  تقریبا همه هنرجوها پس از اشاره به زیبایی و جذابیت صدای سازدهنی، از اصلی ترین دلایلی که برای انتخاب سازدهنی بیان می کنند، کوچکی و قابل حمل بودن به همه جا است. هرجا که دلت همراه توست, سازدهنی در دستان توست.یک ساز مثل پیانو را با وانت جابجا می کنند حال آنکه چند سازدهنی را می توان در یک جیب گذاشت.

     .   از سوی دیگرقاطعانه میتوان پذیرفت که همین کوچکی سازدهنی که می شود ساز و نوازنده و  دست های او را در یک قاب کوچکی به اندازه صفحه نمایشگر یک موبایل یا تبلت دید, باعث شده است که کلاس مجازی سازدهنی بتواند در حد کلاس حضوری و چه بسا کارآمدتر رونق پیدا کند.

 

 

دیدگاه های نگارنده کتاب های آموزش سازدهنی / منصور پاک نژاد

 

مدرسه سازدهنی ایران

در آثار موسیقی ساخته شده قبل از انقلاب، بندرت و آن هم با اجراهای خیلی ساده وکوتاه صدای سازدهنی به گوش می رسید. شاید در فرایند تکامل موسیقی، سازدهنی از نظر فراگیری و اقبال عمومی جدیدترین سازی است که بدون محدودیت، قابلیت اجرای انواع ملودی های مختلف را دارد.
با اینکه ظهور خیلی از پدیده های عرصه علم و هنر یک روز به دست یک گروه یا یک نفر انجام می شود. باید پذیرفت که هر کدام از این پدیده ها در گذر زمان، حاصل تحولات کلان فرهنگی و کنشهای اجتماعی آن زمان هستند.
در ایران هم اگر زمینه های اجتماعی برای کاربرد سازدهنی فراهم نبود کتاب اول که سال 1380 نگارش شد نمیتوانست از همان سال های آغازین به دفعات تجدید چاپ شود.

من  به صراحت میدانم گفته ام که اصلا موضوع نگارش کتاب، در ابتدای کار تا این حد برایم جدی نبوده و فقط برای کتاب اول از قبل فکر کرده بودم. سال ها بود بصورت تجربی و بدون داشتن منابع آموزشی سعی می کردم هر چه از رادیو و یا نوارهای ضبط شده می شنیدم را بزنم. بعدها که چند سالی گیتار کلاسیک را زیر نظر مدرسین خوب آن وقت کار کردم، کم کم سازدهنی را هم با نگاه آکادمیک تری دنبال کردم. یک روز هم تصمیم گرفتم که مجموعه دانسته های خودم را در شکل یک کتاب به علاقه مندان سازدهنی منتقل کنم. فکر کردم این کتاب نوشته می شود و هر کسی می تواند از آن به عنوان یک استارت اولیه بهره گیری کرده و اگر واقعا پیگیر باشد خودش برای کارهای پیش رفته تر تلاش می کند.

بعدها که ضمن آموزش گیتار در آموزشگاه نوا, آموزش سازدهنی را هم به عنوان یک فعالیت جانبی  شروع کردم,  استقبال علاقه مندان موسیقی از این ساز بیش از پیش باعث جدیت من برای ادامه راه و نگارش کتاب های بعدی در جایگاه یک مدرس سازدهنی شد. بطوری که پس از آنکه نکته به نکته مطالب آموزشی با نگاه های متفاوت همراه با هنرجویان بیشماری آزمایش می شد,  ویرایش و پالایش شده مطالب برای چاپ نهایی به کتاب ها اضافه می شد.

انگار که رویکرد فرهنگی مردم به شناخت و استفاده از سازدهنی خیلی عمیق تر از این بود که همه چیز موکول به فعالیت یک نفر باشد. بطوری که عملا در جامعه دیده می شد افراد زیادی بطور همزمان  برای چاپ و نشر کتاب یا بکارگیری سازدهنی در آثارهنری و یا آموزش و ارائه مجموعه های آموزشی فعالیت می کردند.

ضمن شلوغ شدن کلاس ها و اینکه مجبور شدیم تعداد روزهای آموزش را بیشتر کنیم,  هنرجویان با هوش تر و فعال تر همواره به دنبال این بودند که اگر این کتاب را تا آخر کار کردم بعد قراره چه کتابی در اختیار آنها قرار بگیرد.

 

از آن به بعد مدت ها هنرجوی گیتار ثبت نام نکردیم و هنرجویان جدید نگرفتیم و به این ترتیب آموزش گیتار کم کم از دایره فعالیت های من بیرون رفت.

و با انتشار هر کدام از کتاب های موجود که به نام دوره جامع آموزش سازدهنی به دست هنرجوها می رسید , خارج از جمع نفراتی که من مستقیما با آنها درگیر بودم,  احساس می شد که رفته رفته  گرایش عمومی همه هنردوستان  به نوازندگی این سازبیشترو بیشتر شده و همه این ها دست به دست هم داد و با فعالیت هایی که دیگر موسیقی دان ها می کردند,  پدیده ای به نام آموزش سازدهنی Harmonica Teaching در میان فعالیت های هنری جوانان وهنردوستان و شیفتگان موسیقی بطور رسمی بوجود آمد.

از آن زمان ها تا الان روند نگارش کتاب های جدید تر ادامه دارد و همانطور که در مقدمه کتاب طلایی هم زیر عنوان “یک کتاب و هزاران نویسنده”  آمده است , کل این مجموعه در تعامل با هنرجویان نگارش شده است.  به مقدمه کتاب طلایی توجه نمایید:

 

یک کتاب و هزاران نویسنده / برای مدرسه سازدهنی

با اضافه شدن “کتاب طلایی” به مجموعه کتاب های  “دوره جامع آموزش سازدهنی”  بخش زیادی از مواد درسی مورد نیاز برای آموزش سازدهنی فراهم شده است.

برای آنچه که از قبل در نظر داشته ایم, دست کم جای دو کتاب دیگر خالی است و می دانیم با همفکری و تعاملی که همواره با دوست داران سازدهنی داشته ایم, ادامه این راه غیر ممکن نیست. ما با پیگیری این شیوه کار می توانیم حرفهای منحصر بفردی در این زمینه بزنیم و چه بسا بتوانیم بخشی از بی توجهی هایی که به روش تدریس سازدهنی شده است را جبران کنیم.

در بین ارائه کنندگان شیوه ای آموزش سازدهنی جهان کسانی هستند که نا خواسته سازدهنی را در نگاه عمومی مردم در جایگاهی پایین تر از آنچه که شایسته آن است معرفی کرده اند. آن ها با شماره ها و علائمت هایی که روی نت ها اضافه می کنند,  قشر موسیقی دان حرفه ای ولی نا آشنا با سازدهنی را از این ساز می رانند. از سوی دیگر با تمرکز و اصرار بر کاربرد سازدهنی در سبک هایی خاص, بخش بزرگی از مردم و دوست داران عام موسیقی را از دست می دهند.

روی جلد چند کتاب خارجی چنین عبارت هایی دیده می شود:  How To Play Harmonica Instantly

, گویا آنها سازدهنی را با Tea Bag   اشتباه گرفته اند. از آن جالب تر کتابی است که با این عنوان چاپ شده است:

“Play Harmonica in One Hour”   

شما به عکس های نوازندگان بزرگی که در داخل جلد کتاب دوم چاپ شده است نگاه کنید;  بعضی از آنها میانسال و حتی مسن هستند که سالهای زیادی از عمرشان را برای نوازندگی و معرفی سازدهنی به دیگران صرف کرده اند. آیا این نوازندگان بزرگ  غیر از یک ساعت اول, بقیه عمرشان را به هدر داده اند؟

ما می توانیم با امکانات موجود و پیشرفت خوبی که سازدهنی در سال های اخیر داشته است, با راهکارهای مناسب برای گسترش فرهنگ کاربرد این ساز و معرفی موسیقی که در پایین ترین سطح خود یک تفریح سالم است تلاش کنیم.

کتاب اول در سال های گذشته بطور معمول هر سال دوبار تجدید چاپ شده است. همه هنرجویانی که حتی یک جلد از این کتاب ها را تهیه کرده اند, به مولف, ناشر و همه عوامل این کار فرهنگی انگیزه پیمودن راه را داده اند.

نویسنده خود را بسیار مدیون همه هنرجویانی می داند که با حضور در کلاس ها امکان تعامل در جهت کامل تر شدن این روش تدریس را فراهم آورده اند. این کتاب نیز حاصل همراهی و همدلی این هزاران نفر است که هر کدام در شکل گیری آن سهم دارند.

 

 

به لطف همکاری خوبی که در نزدیک به دو دهه گذشته با مدیران شرکت سرنا داشته ام, و ارتباطی که با کمپانی هوهنر بر قرار کردم,  در سال 1385 (2006 میلادی) مجموعه کتاب های  دوره جامع آموزش سازدهنی که تا آن موقع سه کتاب آن چاپ شده بود, از سوی اتحادیه بین المللی سازدهنی آلمان گواهینامه ای (Certificate) دریافت کردم که طی آن آثار و کتاب های آموزشی ما در بالاترین سطح استاندارد جهانی ارزیابی شده است.

 

 و حالا شما هنرجویان بزرگوار;

اراده کنید, سازدهنی در دستان شماست

بهاران در کنار جویبار

تابستان در کنار دریا

پائیز در جنگل و کنار آتش

زمستان در کوه های پر از برف

و همیشه و همه جا

سازدهنی فریاد می زند “آی موسیقی”  تو زیبایی و دنیا را زیبا تر کرده ای, من هم آمده ام روی ماه تو رابا رنگ آمیزی تازه ای به تصویر بکشم.

 

ویدئو ها

موسیقی سازدهنی

نت های سازدهنی

خودآموز سازدهنی کتاب اول

A Comprehensive Instruction Course Of Playing Harmonica

 

آموزش هارمونیکا, کتاب اول:

نوشته ی منصور پاک نژاد (1380)

 Book 1 / Tremolo Harmonic 

2001 / Published 

چهارده سال پس از انتشار و همزمان با چاپ بیست و دوم کتاب اول, در سال 1394 کتاب طلایی منتشر شد. تفکر آموزشی موجود در کتاب طلایی وامدار تجربیات به دست آمده در تعامل با هنرجویان بوده که باعث شده تا حد زیادی این روش تدریس پر بار تر شود. در کتاب اول به خلاف کتاب طلایی, برای تفهیم مفاهیم آموزشی, آهنگ های ایرانی هم ارائه شده است.
سئوالی که از ابتدای انتشار کتاب طلایی مطرح شد این بود که الان هنرجویان نوآموز باید با کدام کتاب دوره آموزش را شروع کنند. پاسخ این پرسش این است که کتاب طلایی برای غنی تر شدن این شیوه آموزش نگارش شده است پس مطالب هردو کتاب چه در شیوه آموزش حضوری و چه برای آموزش آنلاین سازدهنی به همراه یکدیگر جزو مواد آموزشی این سیستم آموزش قرار دارند.

Continue reading “خودآموز سازدهنی کتاب اول”

خود آموز طلایی

GOLDEN BOOK

Complementary Tool For Our Harmonica Teaching System

کتاب طلایی سازدهنی / همگام با کتاب های اول, دوم  و سوم

نوشته ی منصور پاک نژاد /  1394

یک کتاب با بکارگیری سه نوع سازدهنی در درس های آغازین:

ترمولو – کروماتیک – دیاتونیک ده سوراخ

Continue reading “خود آموز طلایی”

خودآموز سازدهنی کتاب دوم

آموزش هارمونیکا, روش تدریس سازدهنی

سازدهنی کروماتیک نوشته ی منصور پاک نژاد / کتاب دوم 1382

Book 2 / 2003    For Chromatic Harmonica

محتوای آموزشی و نت ها و شیوه ی ارائه قطعات, به سازدهنی کروماتیک اختصاص دارد. این نوع سازدهنی بطور معمول و نسبت به سازدهنی های ترمولو و دیاتونیک ده سوراخ, قابلیت اجرای همه نیم پرده‌های موجود در یک اکتاو را دارد. قطعات و موضوعات تئوريك آمده در کتاب دوم, نسبت به کتاب قبلی سطح بالاتری دارند با این وجود این کتاب هم در مجموع برای آموزش مقدماتی سا زدهنی کروماتیک نگارش شده است.

Continue reading “خودآموز سازدهنی کتاب دوم”

دیاتونیک 10 سوراخ

” دوره جامع آموزش سازدهنی ”

نوشته ی  منصور پاک نژاد

کتاب سوم 1386  –  Book 3

کتاب آموزش سازدهنی دیاتونیک

Basic Lessons For 10 Hole Diatonic Harmonica

آموزش هارمونیکا, تدریس ساز دهنی , “Blues Harp”  کتاب سوم :  (1386)

Continue reading “دیاتونیک 10 سوراخ”