آثار منصور پاک نژاد

استاد منصور پاک نژاد بهترین استاد سازدهنی

منصور پاک نژاد زاده ۱۳۳۹  ( Mansour Paknejad – 1960 )   نوازنده، مدرس و مولف کتاب های سازدهنی.

او را می توان پایه گذار آموزش سیستماتیک سازدهنی در ایران دانست.
از سال ۱۳۸۰ تا کنون چهار کتاب تالیف و با همکاری انتشارات سرود ثبت و منتشر کرده است.

در سال 2006 آثار او از سوی اتحادیه بین المللی سازدهنی آلمان در سطح بالای استاندارد جهانی ارزشیابی شدند که این امر اعطای یک مدرک بین المللی را برای او به همراه داشت.
وی در ادامه تکمیل روش تدریس خود هنوز نگارش دو کتاب دیگر را در برنامه حرفه ای خود دارد.


پاک نژاد علاوه بر نگارش کتاب, برای اشاعه فرهنگ کاربرد سازدهنی، از سال ۱۳۸۳ تا کنون ده ها کنسرت و ورکشاپ به همراه هنرجویان خود برگزار کرده است.

او بسیار شادمان است از اینکه در سال های اخیر, جوانان پرتلاش بسیاری با هوش و انگیزه خارق العاده در زمینه نوازندگی و آموزش سازدهنی در حال فعالیت هستند. ولی در عین حال  بر این باور است که فرهنگ سازی در این امر هنوز به نیمه راه خود هم نرسیده است.

 

برگزاری کنسرت سازدهنی

اراده کنید, سازدهنی در دستان شماست

اگر بتازگی به سازدهنی علاقه مند شده اید و مشتاق یادگیری نواختن سازدهنی شده اید, بدانید که در ایران نزدیک به بیست و پنج سال است مقدمات لازم برای یادگیری شما فراهم شده بطوری که  کتاب ها, ابزارها و سیستم آموزشی این ساز از آن زمان به تدریج در دسترس علاقه مندان قرار گرفته و روز به روز و سال به سال در حال کامل تر شدن هستند.

مجموعه کتاب های خودآموز سازدهنی با این هدف نگارش شده اند که عزیزان و علاقه مندان سازدهنی در زمانی کوتاه  و سریع مراحل رشد در نوازندگی را پا به پای فراگیری نکات علمی و آکادمیک موسیقی طی کنند و نیازمند آزمون و خطای شخصی نباشند.

یکی از بزرگترین نوازندگان اروپایی سازدهنی که چندین کتاب آموزشی هم برای علاقه مندان سازدهنی تالیف کرده است, در مقدمه یکی از کتاب هایش اینطورمی نویسد:

چکیده و حاصل نهایی هر مطلب یا تکنیک که من در طول چندین سال با آزمون و خطا و سماجت به دست آموردم و یاد گرفتم را الان می توانم در زمان کوتاهی به هرجویانم یاد بدهم و اوپس از چند ماه تلاش و تمرین می تواند تا حد زیادی نزدیک به آنچه من می نوازم را اجرا کند ولی آن زمان که ما شروع کردیم کسی نبود که ما از او یاد بگیریم.    

این را شنیده ایم که:

 در زندگی دو معلم داری که به تو بسیار می آموزند;   روزگار و آموزگار                                                  روزگار به قیمت عمرت و آموزگار به قیمت عمرش

در این نوشتار به این مطالب می پردازیم:

1- بیوگرافی هنری و شخصی نویسنده همراه با ایده ی نگارش کتاب های آموزش سازدهنی

2- نگاه عمومی در تالیف تک تک کتاب های نگارش شده

3- مطالب و جزییات و چیدمان آیتم های درسی در هر کتاب

 

استاد منصور پاک نژاد نویسنده کتاب های سازدهنی                                           

بیوگرافی منصور پاک نژاد به قلم خودش 

برای ورود به دنیای نوازندگی, سازدهنی اولین انتخاب من بود. بدون کتاب و بدون کلاس شروع به نواختن کردم. سالها سازدهنی را فقط تحت تاثیر آنچه از رادیو و تلویزیون می شنیدم, به صورت شنیداری می زدم. آن زمان نه یوتیوب بود  نه سی دی  نه ماهواره  نه اینترنت.   نوار کاست بود و صفحه 33 دور, فروشگاه بتهون بود و کریم چمن آرا, پاساژ رویال بود و کتابفروشی اسکندریان.

سازدهنی در لحظه های باشکوه تنهایی, همه جا همراه من بود بطوری که با وجود آن از جنبه هایی دیگر تنها نبودم. کسب تجربیات من با سازدهنی ترمولو شروع شد. از سال 1360 گیتار کلاسیک را با مهندس بهمن نوایی شروع کردم و با داریوش افراسیابی ادامه دادم. گاهی روزی 8 ساعت گیتار می زدم. گاهی هم شبها که شروع به تمرین گیتار می کردم از سرو صدای گنجشک ها و ماشین ها می فهمیدم صبح شده.

دیگر نت ها را می شناختم با گام و تنالیته آشنایی داشتم  و کاملا با کم و کسری های سازدهنی ترمولو آشنا بودم. چند سال بعد یک سازدهنی کروماتیک هوهنر 16 سوراخ لری آدلر از آلمان خریدم و کار کم کم جدی تر شد.

سال 1377 در یکی از کنسرت های پژوهشی استاد کمال طراوتی با ایشان آشنا شدم و پس از یک گفتگوی داغ و پر هیجان, من را برای تدریس گیتار و سازدهنی به آموزشگاه خودشان دعوت کردند. آن زمان آموزشگاه موسیقی نوا در تقاطع سهروردی و مطهری واقع شده بود. من یک روز در هفته  را به آموزش گیتار و سازدهنی اختصاص دادم. تجربه بسیار جذابی بود. وقتی شما قصد داری کاری را که بلد هستی بصورت قابل درک و گام بگام به دیگری بیاموزی, مجبور هستی دانسته های متمرکز و یا پراکنده خودت را بصورت دسته بندی شده و دارای سرفصل های مشخص ارائه بدهی.

به این مثال توجه کنید:  تصور کنید که شما جاهای مختلف شهرتان را بلد هستید و بدون خطا به راحتی به هرجا بخواهید می روید ولی اگر قرار باشد آدرس مکان خاصی را به کسی بدهید, وقتی او می پرسد و شما به آن شخص آدرس می دهید, در آن لحظه شما می شوی معلم و شخص سوال کننده می شود دانش آموز شما.

در این شرایط مجبور خواهی شد که اسم تمام خیابان های آن مسیر را با نام درست یکی پس از دیگری به آن شخص بفهمانی بطوری که امکان گم شدن او را به حداقل برسانید.

حضور من در آموزشگاه نوا یک نوع خوداکتشافی بود. نه اینکه فکر کنید من دریافتم که عجب نابغه ای بودم و یا چه توانایی هایی داشتم و خودم خبر نداشتم. منظورم این است که تا این حد نمی دانستم همانقدر که عاشق موسیقی بودم, انتقال دانسته های خودم به دیگران هم می تواند درهمان اندازه لذت بخش باشد و روح من را اقناع کند. در این حالت به خودم می گویم:  من نوازندگی این ساز را به دیگران می آموزم پس من هستم. یعنی این کار به من هویت تازه ای می داد.

این حس ناخودآگاه مسئول بودن دربرابر تقاضای دیگران, به شدت من را ملزم می کرد که هر چه در توان دارم را بکار بگیرم که به سرعت برآورد کنم که مخاطب من جزو کدام دسته از هنرجوهاست و پس از آن با زبان و شیوه بیان مناسب آن شخص بتوانم مطالب را به او بفهمانم.

در این حالت بدیهی است که تجربه خودم هم در امر آموزش روز به روز بیشتر می شد. و این تلاش من برای اکثر قریب به اتفاق هنرجویان قابل درک بود و می فهمیدند که من با چه سماجتی تلاش می کنم که آنها در امر نوازندگی رشد کنند.

این روش تدریس سازدهنی خود بخود تبدیل به یک تعامل بین من و هنرجویان شده بود وهمیشه من در حال نگارش و تکمیل کتاب بعدی بودم. ما همیشه در حال درس دادن کتاب های چاپ شده بودیم و در عین حال متریال آموزشی کتاب بعدی که به صورت ورق ورق ارائه می شدند, در حال آزمایش و کامل تر شدن بودند.

من حتی متن های مقدمه هر کتاب را قبل از نهایی شدن بارها برای هنرجوها می خواندم و جالب اینکه از اکثر هنرجوها نظریات بسیار مفیدی دریافت می کردم.

از دیگر دل مشغولی های من برگزاری کنسرت ها و ورکشاپ های آموزشی برای هنرجویان بود البته اولین هدف از این کار بالا بردن توان نوازندگی و بهبود نگاه فنی آنها به گروه نوازی بود. ولی درعین حال آزمایش ایده های خودم هم در آهنگسازی برای یک ترکیب جدید با این ساز جدید بود.

این کنسرت ها و گروه نوازی ها از سال 83 با اجرای خیلی خوب در تالار فارابی شروع شد. و به دنبال آن اجراهای کوچک وبزرگ بسیاری در سالن های مختلف داشتیم.

این روال همچنان ادامه دارد و من کماکان پی گیر به انجام رساندن ایده های خودم هستم. دو ایده و باور من به عنوان اصلی ترین حرکت ها برای گسترش فرهنگ بکاربردن سازدهنی به عنوان یک ساز کارآمد و دارای پتانسیل های منحصر به خودش.

یکی اجراهای صحنه ای در شکل تکنوازی و گروه نوازی و دیگری ایجاد یک روش تدریس قابل فهم, جامع و نتیجه بخش.

 

تدریس سازدهنی

پیدایش کتاب های آموزش سازدهنی ایران

پس از طی شدن مراحلی که در مقاله قبلی اشاره کردیم و همه چیز منجر به شکل گیری یک فرایند آموزشی قدم به قدم در زمینه آموزش سازدهنی شد, طرح نگارش یک سلسله کتاب های دارای سرفصل مشخص به نام دوره جامع آموزش سازدهنی در ذهن مولف این مجموعه آموزشی ایجاد شد که در این مقاله به آن می پردازیم.

 

ایده پردازی نگارش این کتاب ها بر مبنای داشته ها و تجربیات فردی نویسنده است به این شکل که با استفاده از این سیستم آموزش, افراد علاقه مند به موسیقی و سازدهنی مجبور به تجربه کردن بلاتکلیفی ها و دور خودچرخیدن های او نباشند.

2 –  نگاه عمومی در تالیف کتاب های نگارش شده

کتاب اول: آموزش سازدهنی ترمولو

 معرفی یک پدیده نوظهور به اطرافیان می تواند توام با تردید باشد. فقط یک باور و ایمان  درونی بسیار قوی و قاطع می تواند باعث ثبات قدم شما در انجام آن کار باشد.

کاربسیارسختی است  که با بیشترین عشق و علاقه و صرف وقت درزمینه ای تلاش کنی که نمی دانی حاصل کار شما چقدر با اقبال عمومی روبرو می شود. به انجام آن کار همت کنی در حالی که حتی به یک کتاب قدیمی تر در همان زمینه کاری هم نگاه نکردی و اساسا کاری با دیگرنمونه ها نداشتی چون میدانی کتاب های نویسندگان خارجی برای مخاطبینی نگارش شده است که موسیقی جزو زندگی معمول آنها است و پیشینه فرهنگی آنها می تواند باعث پذیرش یک پدیده ی جدید باشد.

به هر ترتیب قدم های اول باید برداشته می شد و در سال 1379 کلیات مواد درسی کتاب اول مشخص و آماده شد و در تعطیلات نوروز 1380 مطالب کامل شدند.

نگارنده همواره درذهن خود, مخاطب کتاب ها را از بستگان و یا از دوستان بسیار صمیمی خود فرض می کرد بطوریکه دوست داشت آنها را در لذتی که خودش از سازدهنی می برد سهیم کند. واین درحالی بود که تصمیمی برای ادامه این کار نداشت و فقط  با هدف تقدیم یک کتاب به عنوان یک هدیه به دوست داران موسیقی این کار را انجام داد.

چون در آن زمان فقط سازدهنی ترمولو توی بازار موجود بود, کتاب اول برای سازدهنی ترمولو نوشته شد که در ادامه به جزئیات و نکات آموزشی این کتاب می پردازیم.

 کتاب دوم: آموزش سازدهنی کروماتیک

 این کتاب دو سال پس از چاپ کتاب اول, (1382) به بازار آمد. چون درجریان اجرای آهنگ های کتاب اول و با سازدهنی ترمولو بطور طبیعی امکان تغییرات نیم پرده ای نت ها وجود نداشت, ما با بحران دیز # و بمل b مواجه شده بودیم و همواره این نقیصه ما را به قطعه های ساده تر سوق می داد و محدود می کرد.

چون بطور عام  کتابی در زمینه آموزش سازدهنی و آنهم بطور خاص برای سازدهنی کروماتیک وجود نداشت, برای نگارش کتاب دوم به چیزی بیشتر از یک مجموعه نت که دارای کاربرد کلید برای تغییرات نیم پرده ای باشد فکر نمی کردم. ولی اشاره هایی هم به مطالب فنی در ارتباط با موسیقی و به ویژه مربوط به سازدهنی داشته ام.

سازدهنی کروماتیک به دلیل امکان ایجاد همه نیم پرده های یک اکتاو دارد, دست نوازنده را برای نواختن انواع ملودی ها در تنالیته ها و سبک های مختلف موسیقی باز می گذارد.

  کتاب سوم: آموزش سازدهنی دیاتونیک

 کتاب سوم (1386) برای  سازدهنی دیاتونیک  با ایده راهبردی آموزش مبانی پایه ای و مورد نیاز نوازندگی در سبک های وسترن و بطور خاص سبک بلوز گردآوری شد.

با اینکه در آن زمان این سبک های موسیقی برای اغلب مردم نا شناخته بود ولی باز هم نیازمند وجود چنین کتابی بودیم تا در مورد ابتدایی ترین موضوعات درس ها و قطعاتی را در آن ارائه داده باشیم.

 کتاب طلایی: آموزش فراگیر نوازندگی, شروع با انواع سازدهنی

نگارش و گرد آوری مطالب و نوع نگاه و چه بهتر بگوییم بازنگری بنیادی که در این روش تدریس ارائه شده است از بسیاری جنبه ها حاوی یک تحول بزرگ در ارائه این اثردر ادامه دوره جامع آموزش سازدهنی است.

شاید در نگاه اول این احساس به هنرجویان دست می دهد  که بعضی از مطالب تکراری و پرداختن به آنها توضیح واضحات است.

حقیت آن است که ما از ابتدای ورود به مقوله نگارش این کتاب ها از سال 80 تا 94 که رسیدیم به کتاب طلایی سازدهنی,  در شکلی از شرایط تولید به مصرف و در میانه کار کنترل کیفی قرار داشتیم.

منظور این است که ما مرجع قاطع و آزمایش شده ای نداشتیم که از آن ها برای محتوا و نوع ارائه مطالب الگوهایی داشته باشیم که حتی بخواهیم از آنها الهام بگیریم. پس پابه پای زمان و پیشرفت هنرجوها مثل سریالهای تلویزیونی که در حین پخش مثلا قسمت هشتم, قسمت بیستم و بیست و یکم در حال نوشته شدن و فیلم برداری آن ادامه دارد در صورتی که خود نویسنده هم پلانی مشخصی برای پایان داستان فیلم ندارد.

 

کتاب طلایی هشت سال بعد از کتاب سوم  نوشته شد. شاید یک سوم اول کتاب طلایی از نظر عنوان مطالب چیزهایی آموزش داده شده است که در کتاب اول به بیانی متفاوت ارائه شده است. با این توضیح که می توان نحوه آموزش را مختلف یا متنوع ارزیابی کرد.

در حقیقت کسانی که بیشتر تاکید دارند که کاملا به شیوه آکادمیک و با تکیه بر دانش نت خوانی پیش بروند, کتاب طلایی مسیر هموارتر و حساب شده تری را جلوی پای هنرجو می گذارد.

ولی کسانی که به دنبال پیشرفت سریعترهستند می توانند کتاب اول را برای شروع انتخاب کنند و حدودا از جلسه پنجم, کتاب طلایی را هم به موازات دوره هایی که طی می کنند مورد استفاده قراردهند.

 

 مطالب و جزییات و چیدمان آیتم های درسی در هر کتاب:   

 

کتاب اول:

 

ابتدا به معرفی سخت افزاری سازدهنی ترمولو وچیدمان نت های آن پرداخته شده است.

و در ادامه طی 26 درس به مطالب زیر پرداخته شده است:

= به صدا در آوردن نت ها و چگونگی ارتباط برقرار کردن و در دست گرفتن سازدهنی = آشنایی با چند نت ابتدایی و شناخت ارزش زمان نت های سیاه و سفید همراه با بکارگرفتن آنها در اجرای ملودی های ساده.

= شناختن و استفاده از نت سفید نقطه دار و گرد

=  آموزش نت چنگ و سیاه نقطه دار به همراه کاربرد آنها در اجرای ملودی های متنوع

= اشاره هایی به نت دولاچنگ, کسرمیزان 8/6 همراه با نگاهی فهرست وار به نکات تئوریک کل کتاب

 

 

کتاب دوم:

در ابتدا چیدمان نت های موسیقی در پوزیسیون های متفاوت در سوراخ های مختلف سازدهنی کروماتیک و چگونگی به صدا در آوردن صدای تک سوراخ و شفاف از سازدهنی مورد بررسی و آموزش قرار گرفته است.

در مورد گام و تنالیته طی یک متن چند پاراگرافی مطالبی ارائه شده و تمرین هایی مقدماتی برای آشنایی قدم به قدم با کسر میزان 8/6 هم در کتاب دوم آمده است.

به بعضی از نکات فنی ریز هم در مورد ارتباط صدا دهی و هم صدا بودن بعضی از سوراخ های سازدهنی اشاره شده است. مابقی فقط مجموعه ای از قطعات پاپیولار ایرانی و جهانی است که به خلاف میل باطنی و فقط به پیروی از کتاب های خارجی,  شماره های پوزیسیون و سوراخهای سازدهنی برای هر نت روی  آنها نوشته شده است.

 

کتاب سوم:

ابتدا به چیدمان نت های سازدهنی دیاتونیک ده سوراخ  دو ماژور پرداخته شده است.

مطالب دیگری که به آنها پرداخته شده است:

چگونگی در دست گفتن سازدهنی دیاتونیک, اجرای قطعات ساده برای آشنایی با نت های اکتاو میانی, گام پنتاتونیک و بلوز, معرفی و توضیحات برای بندینگ Bending   نت ها

از سوی دیگر در ادامه آهنگ هایی که در کتاب دوم برای اجرا با سازدهنی کروماتیک آمده شده بود, چند قطعه متنوع دیگر هم در انتهای کتاب سوم برای اجرا با سازدهنی کروماتیک ارائه شده است.

 

کتاب طلایی:

در نیمه اول کتاب طلایی از نظر موضوعات و نکات فنی آشنایی با نت خوانی و اجرا با سازدهنی, عنوان درس ها تا حدی یاد آور فهرست مطالب کتاب های قبلی هستند. ولی حتی کسانی که با کتاب های قبلی آشنایی دارند,  پس از اینکه قدم به قدم و شیوه بیان درس ها و تمرینهای مربوط به آنها را می بینند, متوجه می شوند که درس ها با روشی متفاوت و کاملا جدید تر ارائه شده اند. بطوریکه اگر کسی با کتاب های قبلی کار کرده است سریع تر و عمیق تر بر مطالب اشراف پیدا می کند.

موضوعات درس ها:

نت خوانی گام به گام بدون وابستگی به شماره هایی که معمولا روی نت ها می نویسند.

اجرای نت های سیاه , سفید, سفید نقطه دار, گرد, چنگ, دولاچنگ, تریوله

آشنایی با ریتم شافل و هم نوازی قطعات شاخص تر با پلی بک

 اشاره ای مختصر به برخی از تکنیک های سازدهنی

 گلیساندو  (Glissando)                 

 یکی از تکنیک های نوازندگی است که برای اجرای زیباتر و حرفه ای تر قطعات در انتقال یک نت به نت دیگر (معمولا دو نت دور ازهم) بکار می رود. گلیساندو واژه ای است ایتالیایی  به معنای سرخوردن (لغزیدن / لغزاندن) که میتوان آن را معادلSliding   در زبان انگلیسی دانست.

صدا دهی و شیوه ی اجرای گلیساندو در سازهای مختلف, متناسب با ویژه گیهای فیزیکی هرساز, تاحدی متفاوت است. مهم آن است که این فاصله ی فرکانسی, بصورت تدریجی طی شود.

شاید از جنبه هایی بشود گلیساندو در سازدهنی را با آرپژ مقایسه کرد.

در حالی که میدانیم آرپژ به صدا در آوردن متوالی یک مجموعه نت (با فواصلی خاص)  است که از بم ترین به طرف زیرترین یا برعکس انتقال پیدا می کند, احتمالا تشبیه زیر می تواند گویای چگونگی صدا دهی گلیساندو باشد:

اگر از بالای یک پلکان, پله ها را به سرعت به پایین طی کنیم, تقریبا شبیه آرپژ است, و اگر همان زاویه و مسافت را با سرسره به پایین سر بخوریم, مثل گلیساندو است.

 

تانگ بلاکینگ(Tongue Blocking)            

 

از دغدغه های یک نوازنده مبتدی سازدهنی به صدا در آوردن یک تک نت است بطوری که صدای ایجاد شده از یک سوراخ مورد نظر, با صدای سوراخ های مجاور آن تداخل نداشته باشد.

تانگ بلاکینگ (در ساده ترین کاربرد) برای نامیدن یکی از تکنیک ها درنوازندگی سازدهنی است که با هدف ایجاد صدای یک  تک نت  بکار می رود.

به تصویر زیر توجه نمایید:

  Tongue به معنای زبان,  و Blocking  به معنای بستن و مسدود کردن است.

تانگ بلاکینگ یکی از تکنیک های سازدهنی است به شکل ها و با هدف های دیگری هم بکار می رود. برای نمونه در به صدا در آوردن دو نت بطور هم زمان (مثلا با یک فاصله اکتاو) از این تکنیک استفاده می شود بطوریکه برای ممانعت کردن از صدا دهی نت های سوراخ های بین آن دونت, از زبان استفاده می شود.

 ویبراتو (Vibrato)                  

از افکت هایی است که با بکار گیری تکنیک های خاص آن, باعث می شویم که صدای ایجاد شده, همراه با لرزه هایی شنیده شود.

این افکت معمولا با افکت ترمولو (ارتباط مستقیمی با سازدهنی ترمولو ندارد) مقایسه شده و گاهی هم با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند.

ترمولو به لرزه هایی گفته می شود که حاصل تغییرات سریع و رفت و برگشتی هست که در ولوم صدا اتفاق می افتد ولی ویبراتو باید توام با تغییرات کوک  یا فرکانس (زیر و بمی Pitch /) ایجاد شده هم باشد.

نحوه ی ایجاد افکت ویبراتو در سازهای مختلف بستگی به ساختمان سخت افزاری و چگونگی المانهایی دارد که تولید صدا می کنند.

اجرای افکت ویبراتو در سازدهنی به چند روش هست که عموما با انقباض های زبان و عضلات دهان ایجاد می شود.

 اوربندینگ ( Overbending)                 

از پیشرفته ترین و دشوارترین تکنیک ها در نوازندگی سازدهنی دیاتونیک است.

اوربندینگ ها خود دو دسته هستند:  Overblow  &   Overdraw

یک قدم قبل ازتکنیک اوربندینگ, تکنیک  بندینگ Bending هست که اجرای آن برای نوازندگان متوسط سازدهنی هم, راحت تر و همچنین پرکاربرد تر از اوربندینگ است.

علت پیدایش  تکنیک  بندینگ از سوی نوازندگان سازدهنی, کمبودهایی بوده که اساسا روی سازدهنی های دیاتونیک احساس شده و آن هم نبودن بعضی از نت ها (اغلب نیم پرده های کروماتیک) در این سازها بوده است.

نوازندگان سازدهنی دیاتونیک (که درساختمان معمول آنها فقط نت های اصلی یک تنالیته خاص وجود دارد) در طول زمان توانستند با تغییراتی که به شیوه و شدت دم و بازدم نفس خود و همچنین به میزان انقباض های ویژه ای که به عضلات زبان و دهانشان می دهند, فرکانس های متفاوتی را در صدای تولید شده ایجاد کنند. و به این ترتیب توانستند برای اجرای کامل تر ملودی های مورد نظر خود, نت های کم و کسری مورد نیاز Missing Notes را تولید کنند.

 مطالب مرتبط:

آشنایی با سازدهنی